قال رسول الله صلي الله عليه وسلم : إذا سألت فاسأل الله وإذا استعنت فأستعن بالله - هرگاه خواهش ونیازی داری ، از خدا بخواه وهرگاه یاری وکمک خواستی از خدا یاری بخواه .......... صدیق کسی است که میان پندار و گفتارش تعارض و دوگانگی نباشد.- شیخ عبدالقادر گیلانی .......... وقتي به دنيا مي ‌آييم در گوشمان اذان مي‌ خوانند، وقتي از دنيا مي ‌رويم بر ما نماز مي‌خوانند، زندگي چقدر كوتاه است، فاصله‌ي اذان تا نماز .......... هیچ دو نفری بر معصیت پروردگار جمع نمی‌شوند مگر اینکه با معصیت از هم جدا خواهند شد. — زین العابدین علی بن حسین (رحمه الله) ..........
English Francais Spanish Italy
قائمه إعلانات
 
 
الترتيب العالمي
عقيده درست در بارهء قضا و قدر الهی

نويسنده: احمد صیام (روؤفی)

هیچ برگی برنیفتد از درخت -  بی قضا و حکم آن سلطان بخت

امروزه عده از مسلمانان در رابطه به قضا وقدر راه  افراط را در پیش گرفته که بدون فعالیت در جامعه زندگی میکنند و میگویند: هرچه در تقدیرانسان باشد همان میشود کوشش و زحمت بی جا فایده ای ندارد...

بر عکس عدهء دیگر راه تفریط را در پیش گرفته می گویند قضا و قدر یعنی چی؟... آنچه مرا به نوشتن این مضمون وا دار نمود، اینست که چند روز قبل سؤالی (در رابطه به قضاوقدر) در دانشگاه مطرح شد یکتن از دانشجویان گفت: اگر مرا به کفر منسوب نکنید هیچ عقیدهء به قضا و قدر ندارم، دیگری به تعبیر خود گفت هر چه در زندگی انسان رخ می دهد مربوط می شود به قضا و قدر انسان در آن هیچ اختیاری ندارد...

تصادفاً کتابی را در همین روز ها مطالعه می کردم (عقاید اسلامی) از مرحوم سیدسابق خیلی زیبا موضوع قضا و قدر را تشریح کرده بود لازم دانستم تا شما عزیزان را از مزایای این کتاب بهره مند بسازم. به گفته ی خود جناب مؤلف (مرحوم سیدسابق) خداوند به آنچه که در آینده روی خواهد داد، آگاهی دارد و این آگاهی هیچ تأثیری در اراده و اختیار بنده ندارد. بناً بر ما لازم است تا آنگونه که خدا جل جلاله و رسول صل الله علیه وسلم فرموده به قضا و قدر بنگریم تا سدی برای تنبلان (که بدون فعالیت در جامعه زندگی می کنند) و هشداری برای جاهلان که خود را بی اختیار(در دام هوس ها انداخته هر اشتباهی را قضا و قدر می داند) دانسته. به هر فرد مسلمان لازم و ضروری  است تا چنین عقیدهء در رابطه به قضا و قدر داشته باشد در غیر آن راه را اشتباه نموده اند: چنانکه شاعری می گوید:

ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی*کین ره که تو میروی به ترکستان است

تا خداوند جل جلاله ما را در روزی که هیچ چیز به انسان نفع نمی رساند مگر کسی که با قلب درست به نزدش برود کمک موفقیت و سرفرازی نصیب کند… ان شاالله

معنی قدر یا سرنوشت

در قرآن کریم کلمه قدر بار ها آمده است:

(وکل شیٍ عندهُ بمقدارٍ ) سوره رعد آیه 8 ترجمه: هر چیز در نزد او به مقدار و میزان است.

(و ان من شی،ٍ اِلاعندنا خزائنُه و مانُنزِلهُ الاّ بقدر) سوره الحجرآیه 21 ترجمه: و چیزی وجود ندارد مگر اینکه گنجینه های آن در پیش ما است و جز به اندازه ی معین و مشخص آن را فرو نمی فرستیم.

(اِنا کُلَّ شیءٍ خلقناهُ بقَدَرٍ) سوره القمرآیه 49 ترجمه: ما هرچیز را به اندازه ی لازم و از روی حساب و نظام آفریده ایم.

آنچه از مجموع این آیات در مورد معنی قدر فهمیده می شود این است که: قدر یا سرنوشت عبارت است از نظم و نظام محکم و استوار و قوانین عمومی و دقیقی که خداوند برای جهان هستی برنامه ریزی فرموده و یا روش و برنامه ای که بر پایه اسباب و مسببات استوار میباشد.

امام نووی قدر را اینگونه تعریف می کند: خداوند پاک و منزه در قدیم سرنوشت اشیاء را تعیین نمود و می داند که آن حوادث در زمان و مکان مشخص و با صفات و ویژگیهای مخصوصی، نزد او رخ خواهد داد. پس مطابق با سرنوشتی که تعیین فرمود، حوادث روی می دهد.

وجوب ایمان به قدر یا سرنوشت

در حدیث صحیح آمده که پیامبر(ص) ایمان به قدر را جزئی از عقیده ی مسلمان به شمار آورده است. به این معنی که خداوند قوانین، برنامه، نظام، شیوه وروشی را برای اداره ی جهان هستی خلق نمود و تمام اشیاء و موجودات هستی برابربا این قوانین و نظم حاکم بر جهان، به انجام وظیفه خود می پردازند.{ وَآيَةٌ لَّهُمْ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهَارَ فَإِذَا هُم مُّظْلِمُونَ* وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ * وَالْقَمَرَ قَدَّرْنَاهُ مَنَازِلَ حَتَّى عَادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ * لَا الشَّمْسُ يَنبَغِي لَهَا أَن تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّيْلُ سَابِقُ النَّهَارِ وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ}[37-40]

«و نشانه ای (دال برقدرت ما) شب است. ما روز را از آن برمی گردانیم ناگهان تاریکی آنان را فرامی گیرد و خورشید به سوی قرارگاه خود در حرکت است. این محاسبه و اندازه گیری و تعیین خدای بس چیره و توانا و آگاه و دانااست. برای ماه نیز منزلگاه هایی تعیین کرده ایم که به صورت ته مانده ی کهنه درمی آید نه خورشید را سزد به ماه رسد و نه شب را سزد که برروز پیشی گیرد و هریک در مداری شناورند»

ایمان به قدر یا سرنوشت جزء عقیده ی مسلمانان می باشد و جبر در آن دخالت ندارد. خطابی گوید: بسیاری از مردم گمان می کنند که قضا و قدر یا سرنوشت به این معنی است که خداوند پاک ومنزه، به آنچه که برای بنده اش تعیین و تقدیر نموده، او را ملزم و مجبورمی سازد در حالی که واقعیت برخلاف پندار آنهاست؛ بلکه قدر یا سرنوشت یعنی دانستن اینکه هرچه را که انسان در آینده کسب کند، خداوند از پیش برآن آگاه بوده و بر اساس برآورد او، از بنده اش صادر می وشود، وهرعمل نیک و بد یا خیر وشری را او برایش خلق می کند. قدر اسمی است برای آنچه  که به طور محاسبه ای از موجود توانا و قادری صادرشود. خداوند به آنچه که در آینده روی خواهد داد، آگاهی دارد و این آگاهی هیچ تأثیری در اراده و اختیار بنده ندارد. زیرا علم دراینجا به معنی دانستن و کشف کردن است نه تأثیر نهادن. مثلاً اگر، انسان صرفاً علم پیدا کند به اینکه پسرش دانش آموز زرنگ، چابک و فهیمی است درسهایش راخوب فرا گرفته و قبول می شود، هیچ تأثیری درسرنوشت ویا موفقیت اوندارد.
                                                  فلسفه ی ایمان به سرنوشت

حکمت و فلسفه ی آن این است که نیرو، استعداد و تواناییهای انسان آزاد می شود تا این نظام و قوانین الهی را بشناسد و آنها را درک نماید و در زمینه ی عمران و آبادانی واستخراج ذخایر ارزشمند زمین و منافع و خیراتی که خداوند در آن به ودیعت نهاده، هماهنگ باآن عمل کند بنابراین، ایمان به قضا و قدر الهی ، موجب نشاط، فعالیت و شادابی در زندگی می گردد و انسان را به پروردگار کاینات و خالق هستی مرتبط می سازد و مسائلی چون: شجاعت، شهامت، حق طلبی و برپایی فرایض و واجبات دینی در درون او نضج گرفته و تقویت پیدا می کند ایمان به قضا و قدر، به انسان نشان می دهد که تمام موجودات هستی بر وفق مشیت و حکمتی عالی جریان دارد. پس اگر با ضرر و زیانی روبرو شود ناله و فریاد و بیتابی نمی کند واگر موفقیت و خوشبختی عاید او گردد شادمان و ناسپاس نگردد؛ به انسانی متعادل، با شخصیت، رشد یافته و مترقی تبدیل می شود ومعنی سخن پروردگار همین است که میفرماید:{ مَا أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي أَنفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتَابٍ مِّن قَبْلِ أَن نَّبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ* لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ}[22-23]

«هیچ رخدادی در زمین به وقوع نمی پیوند یا به شما دست نمی دهد، مگراینکه پیش از آفرینش زمین و خودشما، در کتاب بزرگ و مهمی بوده است و این کار برای خدا ساده و آسان است. این بدان خاطر است که شما نه بر از دست دادن چیزی غم بخورید که از دستتان به در رفته و نه شادمان بشوید برآنچه خدا به دستتان رسانده است. خداوند هیچ شخص متکبرفخر فروشی را دوست نمی دارد»

این همان چیزی است که ما از قضا و قدر می فهمیم و آن هم مطاق با فهم و برداشت رسول خدا(ص) و اصحاب و یاران او(خداوند از همه خشنود باد) می باشد.

روزرسول خدا(ص) به هنگام نماز عشاء نزد حضرت علی (رض) آمد. دید که علی (رض) خوابیده است به او فرمود: چرا برای نماز برنخاستی؟ گفت: ای رسول خدا، جان و روح ما دردست خداست اگر بخواهد آن را آماده کرده یا تحت کنترول خود درمی آورد. رسول خدا (ص) خشمگین شد و در حالی که با دست به شانه اش می زد خارج شد و فرمود « وکان الانسانُ اکثرَشیءٍ جدلا» انسان بیشتر از هر چیزجدال کاراست.

شخصی مرتکب عمل دزدی شد. او را نزد حضرت عمر(رض) آوردند. از او پرسید چرا دزدی کردی؟ گفت خدا چنین خواسته بود. حضرت عمر(رض) دستور داد 30 ضربه شلاق به او بزنند و سپس دستش را قطع نمایند. به او گفتند: چرا چنین کردی؟ گفت قطع دستش به خاطر دزدی بود و ضربه ی شلاق هم به خاطر دروغ بستن به خدا.

قضا و قدر نباید به دستآویزی برای عجز و ناتوانی و یا وسیله برای ارتکاب گناهان ویا راهی برای اثبات جبر، تلقی گردد؛ بلکه باید وسیله و راهی برای دستیابی به اهداف بزرگ و کار های شایسته باشد. قدر با قدر دفع می شود؛ مثلاً قدر گرسنگی را با خوردن، تشنگی را با نوشیدن، مریضی را با بهبودی و درمان و تنبلی و کسالت را با نشاط و شادابی و کار کردن، می توان دفع کرد.

در روایت آمده است که حضرت ابوعبیدة بن جراح (رض) هنگامی که دید حضرت عمربن خطاب(رض) از خطرطاعون فرار می کند به او گفت: آیا از تقدیرالهی می گریزی؟ فرمود(رض): آری. از تقدیر الهی به تقدیر الهی می گریزم. یعنی از تقدیر مرض و بیماری وبا و طاعون به تقدیر سلامتی و تندرستی فرار میکنم. سپس زمین بی حاصل و زمین حاصلخیزی را برایش مثل زد و گفت وقتی که برای چرای شتران از زمین بی حاصل و بدون گیاه به صحرا و سرزمی حاصلخیز و سرسبزی بار سفر برمی بندی، در واقع از قدری به قدر دیگری انتقال پیدا کرده ای.

پیامبر خدا ویارانش می توانستند مانند افراد سست عنصر و ضعیفی که با تفاسیر نادرست و کج اندیشانه، خود را خوار و تسلیم نموده بودند، آنها هم با بهانه های مختلف خود را تسلیم کنند؛ ولی می بینیم که چنین نشد پیامبر چهره حقیقت را آشکار نمود هیچ ضعف و سستی نشان نداد. از نیروی قدر الهی در راه مـأموریت و رسالت بزرگش استعانت و کمک گرفت و برای پیروزی بندگان، خود را ملزم به رعایت قانون الهی کرد.

در مقابل فقر با کار کردن، جهل با درس خواندن، مریضی با معالجه و کفرو گناهان با جهاد مقابله و رویارویی می کرد. از غم و اندوه و ناتوانی و کسالت به خداوند پناه می برد جنگ ها و نبرد های پیروزمند او نشان از وجود اراده ای عالی و شکوه مندی دارد که مطابق مشیت و خواست پروردگار متعالی جریان می یابد.

پیامبر خدا(ص) مردم را از فهم غلط قضا و قدر بر حذر داشت و به کسانی که چنین درک نادرستی را در جامعه می بینند، دستود داد تا با آن جهاد و مبارزه کنند.

ازجابر(رض) روایت شده که پیامبر خدا فرمود: {در آخرزمان گروهی پیدا می شوند که مرتکب گناهان می گردند. سپس می گویند: خداوند آنها را بر ما تقدیر نموده است کسی که در آن روز با آنها مبارزه کند مانند کسی است که در راه خدا شمشیر کشیده باشد}

این مقدار آگاهی درباره ی قضا وقدر برای ما کافی است و به بیشتر از آن نیاز نیست و بحث و جدال و منازعه در بارهء آن جایز نمی باشد؛ زیرا این جزء اسرار و رازهای الهی است که عقلها بر آن احاطه ندارد و اندیشه ها از ادراک آنها عاجز و ناتوانند.

از ابوهریره (رض) روایت شده که گفت: ما مشغول جرّ و بحث در باره ی قضا و قدر و سرنوشت بودیم که پیامبر خدا بر ما وارد شد. چهره اش از خشم برافروخت وفرمود: آیا من برای این به سوی شما فرستاده شده ام؟ حقیقتاً کسانی که پیش از شما هلاک شدند به خاطر نزاع و درگیری در باره ی این امر بود. به شما تأکید میکنم تا دیگر در این مورد باهم در گیر نشوید.

به همین خاطر، کسی که چنین سؤالی را از او (ابوهریره)(رض) می پرسد، در پاسخ می گوید: راه تاریک و طی ناشدنی است وقتی که سؤالش را تکرار کرد گفت: دریای عمیق و بی پایان است. بازسؤال را تکرار کرد. گفت برتو پوشیده شده، تو آن را فاش و برملا مکن ... ، مانند چنین سؤالی زمانی پیشنهاد می گردد که در باره ی نظام و قوانین حاکم بر مرگ و زندگی و تنگی و گشایش رزق و روزی و غیره باشد نه بحث در باره ی خود قضا و قدر...

حال که عقیده ات را چنین گردانیده ای مطمین باش که عقیده ات در رابطه به قضا و قدر ان شا الله درست است

موفق کامگار باشید، بنده را از دعای خیر تان فراموش نکنید...

واخرالدعواناان الحمدلله رب العالمین

عودة إرسال لصديق طباعة
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
لينك ها
تبليغات
 
Untitled Document

کليه حقوق مادي ومعنوي مطالب وآثار موجود در سايت, محفوظ ومتعلق به سايت اعجاز علمي است نقل مطالب باذکر منبع مجاز است