قال رسول الله صلي الله عليه وسلم : إذا سألت فاسأل الله وإذا استعنت فأستعن بالله - هرگاه خواهش ونیازی داری ، از خدا بخواه وهرگاه یاری وکمک خواستی از خدا یاری بخواه .......... صدیق کسی است که میان پندار و گفتارش تعارض و دوگانگی نباشد.- شیخ عبدالقادر گیلانی .......... وقتي به دنيا مي ‌آييم در گوشمان اذان مي‌ خوانند، وقتي از دنيا مي ‌رويم بر ما نماز مي‌خوانند، زندگي چقدر كوتاه است، فاصله‌ي اذان تا نماز .......... هیچ دو نفری بر معصیت پروردگار جمع نمی‌شوند مگر اینکه با معصیت از هم جدا خواهند شد. — زین العابدین علی بن حسین (رحمه الله) ..........
English Francais Spanish Italy
قائمه إعلانات
 
 
الترتيب العالمي
دلايل قرآني در رد تناسخ

نوشته : احسان اشرفی

امروزه دنياي غرب كمبود شديد معنويت را در جوامع خود حس مي كند و اين باعث شده كه انديشمندان آن ها به فكر برطرف كردن اين مشكل بيافتند. حتي مردم عادي نيز اين كمبود را احساس مي كنند و به دنبال راه حل هايي در جهت رفع اين مشكل هستند. اما منظور از كمبود معنويت چيست و اين چه گوهري است كه دنياي غرب به دنبال آن است؟

به نظر من معنويت، كه در لغت يعني معنا و مفهوم، هدف غايي از انجام هر كار چه كوچك و چه بزرگ است. به عنوان مثال هدف از خوردن چيست؟ آيا رفع نياز گرسنگي است؟ همين طور هدف از تحصيل، كار ، در آمد و مسافرت و غيره چه مي باشد؟ آيا هدف از تحصيل كسب مقام و منزلت است و به دنبال آن مغرور شدن و احساس برتري نسبت به ديگران مي باشد؟ آيا هدف از درآمد داشتن رفاه بيشتر و فخر فروشي است؟

انسان اگر خداوند را محور فعاليت و زندگي خود قرار دهد،  تمامي جنبه هاي زندگي او معنا پيدا مي كنند و حتي نفس كشيدن او هم عبادت به حساب مي آيد و روايتي در اين زمينه هست كه فرموده اند خوابيدن مومن هم عبادت است. اگر زندگي انسان خدا محور باشد، بزرگ ترين لذت او خدمت به بندگان خداوند به خصوص نيازمندان واقعي مانند يتيمان و اسيران و گرسنگان و ... مي باشد.

شايد در نگاه اوليه اين مقدمه ربطي به قضيه تناسخ نداشته باشد ولي به اين مطلب اشاره كردم كه بگويم چرا امروزه اين قدر دنياي غرب به طرف افكار بوداييان و هندوها رفته است. يكي از موضوعاتي كه بوداييان و هندوها شديدا به آن اعتقاد دارند مساله تناسخ است. تناسخ به معناي حلول دوباره روح در جسم انساني است. در كنار تناسخ مفاهيمي مانند مسخ ( حلول روح در حيوانات)، فسخ ( حلول روح در نباتات)، و رسخ ( حلول روح در جمادات) مطرح مي شوند. بوداييان اعتقاد دارند كه انسان ها بعد از مرگ با توجه به اعمالي كه داشته اند دچار نسخ، مسخ، فسخ يا مسخ مي شوند. مثلا اگر كسي در اين دنيا حيوانات را بسيار اذيت مي كرده، بعد از مرگ روح او در جسم يك حيوان حلول مي كند ( مسخ) و دچار زحمات و سختي هاي حيوان بودن مي شود. در مورد تناسخ هم مي گويند اگر انسان خوبي باشيم بعد از مرگ در جسم انساني مي آييم و در پي تحقق آرزوهاي زندگي هاي قبلي خود مي رويم. مثلا بودا مي گفت كه من هشتاد و يك مليون با دچار تناسخ شده ام. بوداييان با اين تفكر بعضي از سوالات از جمله اينكه چرا بعضي از افراد استعداد هاي زيادي در زمينه تحصيلي ، كاري و غيره دارند يا اينكه چرا عده اي با بيماري هاي خطرناك به دنيا مي آيند يا در طول زندگي دچار بيماري هاي لاعلاج مي شوند و در اثر آن هم مي ميرند، پاسخ مي دهند. به عنوان مثال مي گويند بعضي از كساني كه در جنگ جهاني انسان ها را كشتار مي كردند در زندگي هاي بعدي خود دچار سرطان شده اند و به طرز بدي از دنيا رفته اند.

البته خوشبختانه عارفان ايراني نيز در پر كردن گوشه اي از اين كمبود معنويت نقش داشته اند و  از آن ميان مولانا جلال الدين است كه يونسكو سال 2007 را به نام او گذاشت و همچنين كتاب مثنوي معنوي او در يكي از همين سال ها پرفروش ترين كتاب سال امريكا شد. در كنار آن نام محمد نيز در انگلستان دومين نام پراستفاده است.

البته من منكر وجود نكات مثبت در آموزه هاي آن ها نيستم از جمله احترام به هم نوع، اذيت نكردن حيوانات و دوستي با طبيعت و غيره ولي ما پيغمبري داريم كه فرموده اند شكستن شاخه درخت مانند شكستن بال فرشتگان است. حال مقايسه كنيد ارزش اين گفته و تاثير آن در روان انسان با آموزه هاي بوداييان كه مثلا مي گويند اگر درختان را نابود كنيد، در زندگي بعدي خود ، درخت مي شوي ( فسخ) و تو را قطع مي كنند.

در نظر اديان الهي به خصوص اسلام تناسخ كاملا مردود است زيرا انكار معاد و بهشت و جهنم  كه از ظروريات اديان الهي مي باشد است. اين قضيه در دين مبين اسلام به گونه اي ديگر بيان شده  و اعتقاد بر اين است  كه انسان ها قبل از حلول در جسم دنيوي ، در عالم ذر زندگي مي كرده اند و خود اين عالم داراي مراتب و مراحل زيادي است. در بين حكماي اسلامي هم ملاصدرا به تكامل رو به بالا اعتقاد دارد و مي گويد كسي كه به جسم انساني وارد شد ديگر از اين مرحله پايين تر نمي رود و همواره به سمت بالا حركت مي كند.

بطلان تناسخ در قرآن

از جمله آياتي كه در قرآن كريم با تناسخ در تضاد مي باشد آيه هاي 100-99 سوره مومنون است كه مي فرمايد:{ حَتَّى إِذَا جَاء أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ* لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحاً فِيمَا تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِن وَرَائِهِم بَرْزَخٌ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ} [المؤمنون : 99-100]

 « آنها همچنان به راه غلط خود ادامه مي دهند) تا زماني كه مرگ يكي از آن ها فرا مي رسد مي گويد: پروردگارا مرا بازگردان(99) باشد كه در آنچه ترك كرده ام عمل صالح انجام دهم. حاشا كه بازگردد، همانا سخني كه او مي گويد و هيچ فايده اي ندارد. از پس سرشان برزخ است تا روزي كه برانگيخته شوند.»(100)

در آيات 53-51 سوره يس هم داريم:{ وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَإِذَا هُم مِّنَ الْأَجْدَاثِ إِلَى رَبِّهِمْ يَنسِلُونَ* قَالُوا يَا وَيْلَنَا مَن بَعَثَنَا مِن مَّرْقَدِنَا هَذَا مَا وَعَدَ الرَّحْمَنُ وَصَدَقَ الْمُرْسَلُونَ*ِن كَانَتْ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُونَ}[یس : 51- 53] 

«و در صور دميده شود، ناگهان آن ها از قبرها ، شتابان به سوي پروردگارشان مي روند(51) مي گويند اي واي بر ما چه كسي ما را از خوابگاهمان بر انگيخت؟ (آري) اين همان است كه خداوند رحمان وعده داده است و فرستادگان او راست گفتند.(52) صيحه واحدي بيش نيست، ناگهان همگي نزد ما حاظر مي شوند.»(53)

در كنار اين ها وجود عالم برزخ در تضاد كامل با تناسخ است.

همچنين در ميان روايات حديثي از امام رضا (عليه السلام) است كه مي فرمايند:

هركس قايل به تناسخ باشد نسبت به خدا كافر شده  و بهشت و جهنم را تكذيب نموده است.

امروزه دنيا كم كم دارد بودا را مي شناسد، اگر محمد صلى الله عليه وسلم را بشناسد چه مي گويد؟ كه خداوند محمد را نفرستاد مگر آنكه رحمتي باشد براي انسان ها.

پانوشته:

1- reincarnation

عودة إرسال لصديق طباعة
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
لينك ها
تبليغات
 
Untitled Document

کليه حقوق مادي ومعنوي مطالب وآثار موجود در سايت, محفوظ ومتعلق به سايت اعجاز علمي است نقل مطالب باذکر منبع مجاز است